در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «ماه رمضان» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
ماه رمضان
یارب این ماه مرا لایق دیدارش ده لایق بوسه به درگاه گهربارش ده
می زنم فال اگر یارمددفرماید یک شبی مست وخراباتی دلدارش ده
بردر شاه کریمان همه محتاج ترین من دلسوخته را مهرشرربارش ده
ضربتی خورد که تاب ازدل مشتاقان رفت قاتلش را همه دم لعنت صدبارش ده
روسیاهم به در کان کرم آمده ام سینه ای سوخته درگوهربازارش ده
من در این شهرپرازسرگردانم دل ویران شده را حرمت بیدارش ده
من بیمار وگنه کارکجا جایم بود این خطاکاروذلیل طاقت کردارش ده
رحمت آورد دراین ماه من مسکین را ای که بخشنده ترینی ایثارش ده
باز درخوان الهی همه درمهمانی یارب این ماه
خرمشهر
شهر خونین شهر شهر لاله ها یادش به خیر شهرازیاران به دورافتاده ها یادش به خیر
سروهای سربلندش استوارند و سترگ استواروسرفراز وسر جدا یادش به خیر
یادچمران وجهان آرا شهیدان عزیز
شهری سرافراز وسربلند
درگوشه ای از ایران عزیز
درکنارخلیج خروشان تاهمیشه فارس
خاکش قدمگاه هشتمین نور الهی است
چگونه می توان این شهررا با دلاوری های جوانانش ازیاد برد
خرمشهر مشهد عاشقان کربلا ومعبرراهیان نینواست
هنوز درکوچه هایش طنین استوار جهان آرا به گوش می رسد
خرمشهر شهرپایداری وپایمردی است
خرمشهرپایتخت استقامت ایران وایرانی است
شهری که درقلبها ماندگاراست
شهر درهجمه آتش تاریک
کوچه ها دلتنگ نسیم
مادران درآرزوی طلوع خورشید
روزحماسه رسیده
حماسه ای ازجنس آزادی
حماسه ای ازجنس پیروزی

کبوتران را پروازی دوباره می باید
بربام مسجد شهر
مسجدی که روزهاو ماهها در حسرت تکبیر می سوخت
درحسرت الله اکبری بربلندای شهر خون وقیام
وقتی جهان آرا برای همیشه شهر را ترک کرد
بغضی عظیم فضای شهر راپرکرده بود
دیگرچاره ای جزتسلیم نبود
بایدتجدید قوا صورت می گرفت
باید روزها را می شمردیم
تا سوم خرداد برسد
اینک
سوم خرداد است
کودکان می خوانند
شعر آزادی را
شهر درحسرت فریاد
بانک تکبیربلند است زبام مسجد
مادری چشم به در
پدری چشم به فرمان امام
گوشها منتظر تکبیرند
یاعلی یازهرا ،یاحسین، رمز آزادی شهر
تیرها همه خوردند هدف
قلب تاریک پلیدی لرزید
شهر ازنغمه شادی پر شد
مسجد آنروزچراغانی شد
محراب عطر آگین گشت
و صدای الله اکبر طنین انداز
خرمشهر به قلب ایران برگشت
سلام به شهرخون ،شهر ایستادگی
سلام به فاتحان خرمشهر
سلام به شهیدان راه آزادی خرمشهر
سلام به امام که نوید آزادی داد
ماه رمضان چه ماه خوبیه
سوار تاکسی که میشی رانند ه ها از زیر سنگ هم شده خرده پول پیدا می کنند و
بقیه ی پولتو میدن
مغازه که میری مغازه دار حسابی مواظبه که چیزی کم و زیاد نشه
نماز که می خونی هیچی دیگه از این ور و اون ور یادت نمیاد
عجله ای نداری
احساس لذت می کنی و متوجه میشی که چه خواند ه ای
یک ایه قران که می خوانی قشنگ تر می فهمی
بوی فرنی و گلاب و سفره ای می چینی مثل سفره ی کوکب خانم
بعد دم غروبی دور سفره می نشینی و ربنا شروع میشه
چه قدر زیباست این لحظه و چه قدر این لحظه را دوست دارم
بغض و اشکی شیرین تو چشم ادم جمع میشه وقتی صدای موذن زاده ی اردبیلی
مرحوم و طنین اذانش قلب اسمان را می شکافه و صدای بزرگی خدارو به اسمونها
می بره و تحویل فرشته هاش میده
فرشته ها هم دوباره می فرستنش برای زمینی ها
یک دانه خرما و یک استکان چای ویا یک لیوان شربت خنک و لقمه ای نان و پنیر و
ریحان ویک قاشق فرنی که خوردی انگار دنیا را خورده ای
و سیر می شوی
از بس برکت دارد این سفره و زیباست این مهمانی
زولبیا بامیه های خوشکل که انگار یک کندو ی عسل را رویش ریخته اند
کافیه یک دانه بخوری و طعم گس شیرینش دلت را بزند.
نماز و دعا و باز هم سحری
سفره ای همگام با اواز چلچله ها و دعای سحری
جمله های چلچله ها را می شنوی.به اخر جمله اشان توجه کن انگار دارن سوره
ی فیل را برای هم می خوانند.اخر جمله هاشان میگن فیییییییییل...تضلیییییییییل
و..........
پاشو و از پنجر ه ی اتاق به ماه نگاه کن
لبخند می زند و اروم تمام خوشه هایش را در تو فرو می ریزد
اروم اروم اذانی دلنشین در اسمان سرمه ای دلت تو را به نماز و دعا می کشاند
بعد می خوابی و خدایت می گوید بخواب که خوابت هم عبادت است
این همه زمین و زمان را به هم دوختم که بگویم
خدایا ! این روز ها تمام حس چشایی ام را روی لبخند لبانت جا گذاشته ام.
کاش ماه رمضان خو بی هاشو به ماهای دیگه قرض بده و یک لقمه برکت
خانم نجمه دائمی
برچسب:
نویسنده: سجاد نوری